آثار و پيام نماز عاشورا
درس عبادت و بندگي
امام حسين عليه السلام و اصحابش درس عبادت و بندگى كامل را به بشريت آموختند، خيلى ها ادعا مى كنند ما خداوند را عبادت و بندگى مى كنيم ولى هنگام امتحان مردود مى شوند.
اين شعار را مى دهيم ، اى كاش ما در كربلا بوديم ، امام حسين عليه السلام را يارى مى كرديم و سينه خود را سپر نماز قرار مى داديم ، اما گويا واقعا اينطور هستيم . خود را امتحان كنيم .
اهميت نماز اول وقت
سيد الشهداء، در سخت ترين شرايط و در حين جنگ ، نماز را در اول وقت اقامه نموده و هيچ چيز نتوانست مانع نماز اول وقت ايشان شود، نمى گويد اول جنگ و بعد نماز، او اين درس را از پدر بزرگوارش على عليه السلام آموخت . كه روزى در جنگ صفين حضرت على عليه السلام در حالى كه مشغول جنگ بود مرتب به خورشيد نگاه مى كرد، ابن عباس عرض كرد: يا اميرالمومنين ! اين چه كارى است كه شما انجام مى دهيد؟
حضرت فرمود: نگاه مى كنم تا موقع فرا رسيدن ظهر، نماز را (در اول وقت ) بخوانم .
ابن عباس گفت : آيا حالا وقت نماز است ؟ ما مشغول جنگ هستيم .
حضرت فرمود: مگر ما براى چه چيزى مى جنگيم ؟ به درستى كه ما براى نماز جنگ مى كنيم .
ابن عباس گفت : نماز شب على عليه السلام حتى در ليلة الهرير هم ترك نشد.(54)
بياييم مثل اصحاب امام حسين عمل كنيم ، هنگام ظهر بشتابيم به سوى نماز، و نماز را به ياد بياوريم تا مشمول دعاى
امام حسين عليه السلام شويم : ذكرت الصلوة جعلك الله من المصلين الذاكرين ؛ نماز را ياد كردى خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد.(55)
ادامه مطلب
امام حسين عليه السلام و دعاي آخر
چون آن حالت امام شدت یافت، سر به آسمان بلند کرد و چنین دعا کرد: «خدایا! تو برترین جایگاه را داری، بزرگترین قدرت، آنچه میخواهی میکنی، بی نیازی از خلایق، بزرگیات بس عریض است و بر هر چه بخواهی توانایی، لطف و مهربانی تو نزدیک است، در عهد و پیمان راستگویی، نعمت تو سرازیر است و بلای تو نیکو، وقتی تو را بخوانم نزدیکی، هر چه را خلق کردی بر آن احاطه داری، توبه پذیرندهای، از هر کسی که به تو باز گردد، بر هر چه اراده کنی دست یافتهای، هر چه را طلب کنی مییابی، وقتی که تو را شکر گویم تو سپاسگزاری، تو فراوان یاد میکنی هنگامی که تو را یاد میکنم، تو را میخوانم در حالی که محتاج و نیازمندم، در حال فقر به تو رغبت نشان میدهم، به سوی تو جزع میکنم، در حالی که بیمناکم، میگریم در حال گرفتاری و از تو کمک میطلبم در حال ناتوانی، به تو تکیه میکنم در حالی که کفایتم میکنی، پروردگارا! بین ما و قوم ما تو خود حکم کن؛ چرا که آنها ما را فریب دادند و ذلیل و خوار ساختند، به ما نیرنگ زدند و ما را کشتند در حالی که ما خاندان پیامبر تو و فرزند دوست محمد(صلی الله علیه و آله) هستیم که تو او را به پیامبری برانگیختی، و او را امین وحی خود دانستی، پس ما را در کارمان گشایش عطا فرما، ای بخشندهترین بخشندگان!»
سپس اینگونه فرمود: "اصبر علی قضائك، یا رب، لا اله سواك یا غیاث المستغیثین؛ «الهی بر قضای تو شکیبایی میکنم، معبودی جز تو نیست، ای پناه درخواست کنندگان!»
نیز فرمود: « جز تو خدایی ندارم، و پرستش کنندهای جز تو نیست، بر حکم تو صبر میکنم، ای پناه کسی که جز تو پناهی ندارد! ای همیشگی که پایان ندارد! و ای زنده کننده مردگان! ای که بر کسب همه، احاطه داری! بین ما و بین آنها - ای بهترین حاکمان - تو خود قضاوت کن.»
امام حسين عليه السلام در صبحگاه عاشورا
سپاه ابن سعد آراسته بود و امام(علیه السلام) نیز سپاه خود را آراست. چشم امام به سپاه ابن سعد افتاد و دستان خویش را بلند کرد و اینگونه خدا را خواند: «پروردگارا! تو در هر گرفتاری مورد اعتماد من هستی؛ و تو در همه سختیها امیدم هستی. هر امری که اعتماد به آن داشته و وعده داده شدهام تنها از جانب تو بر من نازل میشود. چه بسیار ناراحتی که دل در آن ضعیف میشود و حیله و راه فرار در آن کم میشود و دوست در آن به خذلان و خواری میافتد و دشمن در آن شماتت میکند که همه از طریق تو نازل شده و من به سوی تو شکوه میآورم. این گلایه، بریدگی از غیر تو و رغبتی است که به سوی تو دارم. پس در کار من گشایش کن و آن را برطرف ساز. تو سرپرست هر نعمت و صاحب هر نیکی و نهایت هر رغبت هستی.»
در نیمه رجب سال 60 هجری، معاویه از دنیا رفت. یزید جایگزین او شد. یزید نامهای به والی مدینه «ولید بن عقبه» نوشت و از او خواست که از امام حسین(علیه السلام)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر بیعت بگیرد. ابن زبیر و ابن عمر در اواخر ماه رجب از مدینه فرار کردند؛ اما امام حسین(علیهالسلام) از بیعت امتناع ورزید.
امام مرکب خود را طلب کرد و بر آن سوار شده و سپس با فریادی رسا بر مردم نهیب زد: «ای اهل عراق! - در حالی که بیشتر افراد صدای امام را میشنیدند - گوش کنید و عجله نکنید تا شما را به آنچه حق شما بر من است موعظه کنم تا این که عذر را بر شما تمام کنم.»
بيان مصيبت كربلا از زبان حضرت سجاد عليه السلام
امام سجاد(علیهالسلام) روزی در بازار شام با منهال بن عمرو الطائی که از شیعیان او بود برخورد کرد. (بعضی هم گفتهاند این ملاقات بعد از خطبه حضرت سجاد(علیهالسلام) در مسجد دمشق بوده است.)
زهیر و عبدالله دو یار امام حسین (ع)
زهیربن قین در روز عاشورا، فرماندهی جناح راست سپاه امام حسین(ع) را برعهده داشت. عبداللهبن عمیر کلبی نیز رزمندهای شجاع و دلیر بود که با تشخیص امام حسین (ع)، به عنوان نخستین مبارز، به نبرد دو تن از شجاعان دشمن رفت و آنها را به هلاکت رساند.
قیام حسینی با همه رمز و رازهای آشکار و نهانش، شاهدی برای از جان گذشتگی و ایثار افلاکیانی است که بدون توجه به ظواهر دنیایی، زیباترین و خوشترین عاقبتها را برای خود خریداری کردند.
شهدای کربلا را باید جزو برترین انسانهای تاریخ و همنشین انبیاء و اولیاء در بهشت جاویدان خدا نامید.
این سلسله مطالب، نوشتاری کوتاه از شرح حال تعدادی از اولیای دشت نینوا با استناد به دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین (ع) است که در این بخش «زهیربن قین» و «عبدالله بن عمیر کلبی» معرفی میشوند.

زهیر بن قین
زُهَیر بن قین بن حارث بَجَلی، یکی از برجستهترین یاران امام حسین(ع) بود که در روز عاشورا، فرماندهی جناح راست سپاه امام حسین(ع) برعهده او بود و نقش مؤثری در برخورد با سپاه کوفه داشت.
«بَلاذُری» وی را از هواداران عثمان میداند. دشمن نیز در عصر تاسوعا، او را عثمانی خواند. شرکت او در جنگ بَلَنجَر ـ که به فرماندهی سلمان باهلی، در دوران حکومت عثمان در گرفت ـ در دست نبودن گزارشی دال بر حضور وی در جنگهای دوران زمامداری امام علی (ع) و همچنین، مایل نبودن زهیر به ملاقات با امام حسین (ع) در مسیر مکه به کوفه، مؤید این نکته است.
ادامه مطلب
رفتار زنان دشمن در کربلا
زنی از سپاه دشمن همراه شوهرش در كربلا حضور داشت. وقتی او، عصر عاشورا دید كه سپاه عمر سعد چه جنایتی را مرتكب میشود و به زنان و كودكان بیپناه حمله میبرد، نتوانست تحمل كند و نیزهای -كه ظاهراً عمود خیمهای بود- برداشت و در حالی كه میگفت «یالثارات رسولالله» حمله برد به طرف سپاهیان خودشان. شوهر، از سپاه عمر سعد است ولی او نتوانست تحمل كند كه نامردانِ به ظاهر مرد، به زنان و كودكان حمله میكنند و یك مرد هم نیست تا از اینها دفاع كند. این زن آمد به میدان تا دفاع كند، اما شوهرش جلوی او را گرفت و بازگرداند و نگذاشت. ولی او همچنان فریاد میزد «ای خونخواهان خاندانِ پیامبر».

ادامه مطلب
ارتباط فرهنگی عاشوراء
با انقلاب اسلامی و پیشرفت آن گردآورنده:احمد رئيسي-ابوالحسن عسكري
بسم الله ا لرّ حمن ا لرّ حیم
ا لحمدُ لِلهِ رَبّ ا لعا لمین وصلی الله علی سیّدناونبیّنا محمّدٍ ( صلّی الله علیه وآله وسلم ) و علی اهل بیته ا لطّیبین ا لطّاهرینَ ا لمعصو مین (علیهم السلام)
قال الحسین (علیه السلام) :«اَلا تَرَونَ الحقّ لا یُعملُ بِهِ والباطلُ لا یُتناهی عنه لِیَرغِبَ المُؤمنُ فی لِقاءِ الله وانّی لا اَریَ الموتَ اِلّا سَعادةً وَالحیاةَ معَ الظّا لمینَ اِلّا بَرمًا»[۱]
در حا لي كه اكثر انقلابهاي معاصر، سرچشمه ا يد ئولوژيك خود را از ناسيوناليسم ، كمونيسم و...... ميگرفتند، مردم ا يرا ن به رهبري امام خميني (رحمة الله علیه)اسلام را به عنوان ايدئولوژي انقلابي خود برگزيدند. دليل بروز چنين رفتاري از مردم ا يران بيش از هر چيز به فرهنگ سياسي ايرانيان باز ميگردد. باتوجه به آنكه مهم ترين منبع فرهنگ سياسي ا يران، مباني د يني و به طور خاص مذهب شيعه است وشیعه فرهنگ خود را ازعاشوراگرفته است لذا بخش عمدهاي از رفتار سياسي ومبارزاتی ملت ایران به فرهنگ عاشورا و درسها ئی که از عشورا آموخته اند بر می گردد. بنابراين حركت اسلامي مردم ايران در بهمن ۵۷ نيز از ا ين منبع یعنی فرهنگ عاشورا نا شي شده است.
ادامه مطلب
مباحث فرهنگي : ارتباط فرهنگی عاشوراء با انقلاب اسلامی و پیشرفت آن
قسمت دوم :
تا ثیر گذاری فرهنگ عاشورا بر ا نقلاب اسلامی
موجودیت عاشورای حماسی و استکبار ستیزی با موجودیت انقلاب عاشورائی ایران اسلامی چنان به یکدیگر بستگی پیدا کرده است که نفی و تحریف یکی از آنان به نفی و تحریف دیگری می انجامد.
تا ثیرگذاری فرهنگ عاشورا برا نقلاب ایران واضح وروشن است وبه قطع ویقین می توانیم بگوییم که انقلاب ما سرچشمه اش فرهنگ عاشورای حسینی است . زیرادر شرایطی که تفکر ناب و اصیل اسلام مهجور بود، دینداری و اهل دیانت با هجوم آفتها، تحرک و پویایی خود را از دست میدادند و علایم حیات یکی پس از دیگری زایل میشدند، احیاگران چگونه میتوانستند نشاط و تکاپو را به این پیکر نیمه جان بازگردانند و از خواب آلودگانی که سراسر وجود شان را یأس فراگرفته و از فرط سستی و خماری، احساس درد را هم از دست دادهاند، چگونه انسانهای با شور و حرارت، متعهد و اهل تکلیف و دردمند بسازد. در این شرایط امام خمینی (رحمة الله علیه)برای ایجاد دگرگونی اساسی و بنیادی به سراغ قویترین عامل تحول جامعه رفت و با درک صحیح و عمیق از مکتب، شناخت همه جانبه جامعه و توانایی ارائه برنامه اصلاحی، به مسئله کربلا پرداخت زیرا متوجه این حقیقت بود که هیچ موضوعی مانند فرهنگ عاشورا در اعماق جان شیعیان نفوذ نکرده و این حادثه عظیم صرفاً جنبه فکری و ذهنی ندارد، بلکه با پر شو ر ترین احساسات و عواطف انسانها عجین است؛ چرا که مردم در هیچ واقعهای به این میزان اشک نریخته و در هیچ ماتمی چنین سوگواری نکرده و در هیچ مراسمی این گونه به میدان نیامدهاند. به علاوه، این قیام آ یینه تمام نمای ارزشهای انسانی است و ا وج ایثار، حماسه، جهاد، مبارزه، اشتیاق معنوی و عبادت را به نمایش میگذارد. از این رو، مطرح کردن فرهنگ عاشورا و ترسیم چهره راستین کربلا، به معنی توجه دادن مردم به آ شنا ترین چهره و پرجاذبهترین حرکت توحیدی و فرهنگی جامع ، کاملترین سرمشق و عالیترین حماسه در هر عصر است. علاوه بر این که وقتی به این دو حرکت می نگریم می بینیم عناصری که در نهضت حسینی و قیام عاشورا تاثیر داشته است در اهداف انقلاب اسلامی ایران هم تاثیر داشته است.
ادامه مطلب
فرهنگ عاشورا (قسمت سوم)
مشترکات انقلاب با عاشورا
1- اهداف رهبران دو نهضت الهی بود
همان گونه که حضرت امام حسین (ع) هدف قیام خود را اصلاح در دین امت جد ش یعنی بازگرداندن مسیر زندگی فردی و اجتماعی امی اسلام به سرچشمه معارف وحیانی و سیره و سخن پیامبر اکرم ص میداند و هدفش را از حرکت به سوی کربلا به برادرش محمد حنفیّه این گونه بیان می کند:
«..... اِنّی لَم اَخرُج اَشِراً ولا بَطراً ولامُفسداً ولاظالماً واِنّماخرجتُ لطلب الاِ صلاح فی اُمة جدی اُریدُ اَن آمُرَ بالمعروف وانهی عن المنکر واسیر سیرة جدی واَبی علیّ بن ابی طالب .....»[1] « ...ومن نه از روی خودخواهی ویا برای خوشگذرانی ونه برای فساد وستمگری از (مدینه)خارج می گردم ؛بلکه هدف من از این سفر امر به معروف ونهی از منکر است وخواسته ام از این حرکت اصلاح مفاسد دین امت جدم می باشد ومی خواهم سیره وسنت جدم پیامبر گرامی ص راوپدرم علی مرتضی ع را احیا کنم.»
ادامه مطلب
فرهنگ عاشورا(قسمت چهارم)
3 - اسلام ستیزی حاکمان زمانه
بر کسی پوشیده نیست که اسلام غزیز آن چه را که موجب سعادت بشر در دنیا وآخرت می شود به مردم عطا کرده است. اسلام ؛ مردم جزیرت العرب را که در بن بست های تا ریخی سیاسی و فرهنگی اقتصادی قرار داشتند در جهان به بزرگی رساند اماّ رجعت طلبی و رو حیه جا هلیت بار دیگر جامه اسلامی را در کمتر از نیم قرن به جایی رساند که خلیفه مسلمین نه تنها علنا به شرابخوری روی آ ورد و از هیچ فسق فجوری پرهیز نکرد بلکه منکر نزول وحی شد رویا رویی پیا مبر اکرم ( ص ) با ابو سفیان و بنی امیّه را نوعی قدرت طلبی وتصا حب منصب و مسند شمرد و با خوا ندن این جمله :
« لعبت هاشم با لملک فلا : خبر جاء و لا وحی نزل»
هنگامی که سر بریده امام حسین ( ع ) درون طشت قرآن تلاوت می کرد او با چوب خیزران بر لب و دندان آن حضرت می زد پرده از مکنو نات قلبی خود برداشت .
ادامه مطلب
امام سجاد (ع) بعد از عاشورا
حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) و اصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینى به رهبرى امام على بن الحسین(ع) آغاز شد. حال وظیفه امام سجاد(ع) بود که آرمان کربلائیان را در لباس جهاد اسارت و در قالب جدال و مواعظ احسن به گوش همگان برساند. و مردمان مقهور سیاست جهالت پرورى امویان را به اسلام راستین، اسلام محمد و على(ع) و اسلام قرآن رهنمون گردد. مسؤولیت سترگ پیام رسانى عاشورائیان بر شانه هاى امام ساجدان و عارفان سنگینى مى کرد. او مى بایست در عصر نومیدى از پیروزى حرکت مسلحانه به روش دیگر به بیان مسأله رهبرى و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه هاى امام عدل و نشانه هاى رهبران فاسد و ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایف شان در برابر رهبر عادل و همت براى اصلاح جامعه بیدار سازد. تفکر اصیل اسلامى را براى جامعه تبیین نماید تا امید به ایجاد حکومت اسلامى توسط خاندان وحى را در دل همگان احیا سازد. از سوى دیگر او خود شاهد واقعه کربلا بود و همت گمارد؛ تا یاد و خاطره حماسهسازان عاشورا را در نهاد جامعه اسلامى بارور سازد. دشمن نیز همچون تمامى عصرها این نکته را دریافته بود که مرکز اصلى انقلابها و مبارزات عدالتخواهانه مردم، ولایت و امامت است. هدف قطعنامه عبیداللَّه بن زیاد که نوشته بود: «مردى از خاندان حسین(ع) را زنده مگذارید». حتى نوشته اند عبیدالله براى دستگیرى و تحویل امام زین العابدین , تحویل او به مأموران پسر زیاد، جایزه قرار داد. حمید بن مسلم، گزارش نویس حادثه کربلا مى گوید: لشکریان به سراغ على بن الحسین رفتند، او بیمار افتاده بود. شمر خواست او را بکشد، چون ابن زیاد دستورداده بود تا تمامى مردان خاندان حسین(ع) کشته شوند. من مانع شدم و گفتم سبحان اللَّه! شما کودک و بیمار را مى کشید؟ در این هنگام عمر بن سعد رسید و گفت این بیمار را آسیب نرسانید. یُریدونَ لِیُطفؤا نور اللَّهِ بأفواهِهِم و اللَّه متُّم نوره و لوکره الکافرون؛ مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا – گرچه کافران را ناخوش آید- نور خود را کامل خواهد گردانید.
سخنان حسين بن علي (ع) در شب عاشورا
أثني علي الله أحسن الثناء و أحمده علي السراء و الضراء اللهم إني أحمدک علي أن أکرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن وفقهتنا في الدين و جعلت لنا أسماعاً و أبصاراً و أفئدة و لم تجعلنا من المشرکين. أما بعد، فإني لا أعلم أصحابا أولي و لا خيراً من أصحابي و لا أهل بيت أبر و لا أوصل من أهل بيتي فجزاکم الله عني جميعا خيراً. و قد أخبرني جدي رسول الله(ص) بأني سأساق إلي العراق فأنزل أرضاً يقال لها: عمورا و کربلا و فيها استشهد و قد قرب الموعد.
ألا و إني أظن يومنا من هؤلاء الأعداء غداً و إني قد أذنت لکم فانطلقوا جميعاً في حل ليس عليکم مني ذمام، و هذا الليل قد غشيکم فاتخذوه جملاً و ليأخذ کل رجل منکم بيد رجل من أهل بيتي فجزاکم الله جميعا خيراً و تفرقوا في سوادکم و مدائنکم، فإن القوم إنما يطلبونني و لو أصابوني لذهلوا عن طلب غيري.
حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم.
... إني غداً أقتل و کلکم تقتلون معي و لا يبقي منکم أحداً حتي القاسم و عبدالله الرضيع.
ادامه مطلب
سرباز شش ماهه
هنگامى كه همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، نداى غریبانه امام بلند شد:
«هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ... هل من مغیث یرجوا الله باغثتنا»؛ «آیا حمایت كنندهاى هست تا از حرم رسول خدا صلى الله علیه و آله حمایت كند؟ آیا فریادرسى است كه براى امید ثواب ما را یارى كند؟»
وقتى كه این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صداى گریه و شیون آنها بلند شد. امام كنار خیمه آمد و به زینب علیهاالسلام فرمود: فرزند كوچكم را به من بده تا با او وداع كنم، كودك را گرفت، همین كه خواست ببوسد حرمله تیرى به سوى گلوى نازك او رها كرد، آن تیر به گلوى او اصابت نمود، و سرش را ذبح كرد.
كه در این باره سید حلى گوید:
"و منعطفا اهوى لتقبیل طفله فقبل منه قبله السهم منحرا"؛ «امام حسین علیه السلام براى بوسیدن كودك شیرخوار خود خم شد، اما تیر قبل از امام بر گلوگاه او بوسه دارد».
امام آن كودك را به زینب علیهاالسلام داد و فرمود: او را نگهدار، و دستش را زیر گلوى كودك گرفت، پر از خون شد، آن خون را به طرف آسمان پاشید و گفت:
«هون ما نزل بى انه بعین الله تعالى»؛ چون خداوند این منظره را مىبیند، آنچه از این مصیبت بر من وارد شد برایم آسان است.
و در احتجاج آمده: «امام حسین علیه السلام از اسب پیاده شد و (در كنار خیمه یا پشت خیمه) با غلاف شمشیرش قبرى كند، و كودكش را به خونش رنگین نموده و دفن كرد.»
ادامه مطلب
عاشورا، تولد دوباره تاریخ
امام حسين (ع) به همراه 72 تن از ياران صديقش حماسهاي خلق كرد كه حتي با يادآوري آن ميتوان به عظمت اين نهضت حسيني پي برد و براي حركتها و مبارزات ظلمستيزانه بعدي، در طول تاريخ پس از امام (ع) و يارانش الگويي گشت. در باره رويداد عاشورا بسيار گفته و نوشتهاند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه اين رويداد از چنان ابعاد بزرگ و گستردهاى برخوردار است كه هر چه بيشتر به تحليل و بررسى آن پرداخته شود زواياى نوتر و تازهترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه يك حادثه كه يك فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حياتى را در استحكام ريشه ها، رويش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ايفا كرده است. عاشورا هيچ گاه در محدوده زمان و جغرافياى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشيع در راستاى حركت ها، جنبش ها و قيامهاى راستين شيعه ـ پل بسيارى از نهضتهاى ديگر ـ در برابر كانون هاى ظلم و كفر و نفاق بوده است. قيام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمهاى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقيقت را سيراب كرده، و الهامبخش بسيارى از نهضتهاى حقّ عليه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمينى (ره) از عاشورا حسيني الهام گرفت. وصيت نامه سياسي ـ الهي امام خميني (ره) نيز اين مفاهيم را بيان ميدارد كه هر كس خود را بيشتر براي ظلم محيا كنيد، ظالم بيشتر ميشود و اگر در برابر ظالم ايستادگي كنيد ظلم از بين ميرود. روحانيت شيعه همواره براى حراست از كيان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن پرداخته است. بازسازى مضامين و مفاهيم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به فراخور حال آن زمان، تأثير بسيار شگرف و سازنده اى در راه پيشبرد اهداف مقدسى همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاريخ شيعه گواه صادق و روشنى از اين بازسازىها است. اين بار نيز آذرخشى ديگر از آسمان كربلا درخشيد كه نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقيقت جويان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دينداران به ويژه آگاهان جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظفاند خود و جامعه خود را با آن مقايسه و از آن درس و عبرت بياموزند، چرا كه زنده بودن تاريخ به ترسيم و تصويب آن و سنجش خودمان با آن است. از اين روى، سخني هر چند كوتاه پيرامون اساسىترين بعد اين حادثه بزرگ است كه در بخشي از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از موضوعات مختلف پيرامون اين حادثه تاريخي خواهد بود بيان ميگردد.
ادامه مطلب
فلسفه انقلاب عاشورا در زيارت اربعين
دانشگاه بزرگ زيارت داراي آثار تربيتي بينظير است و مكتب و مدرسه زيارت هيچ جايگزيني ندارد. نقش مثبت و سازنده و بيبديل زيارت سيدالشهداء عليه السلام در رفتار و گفتار زائران كربلا از علل سفارش فراوان امامان عليهم السلام بر زيارت اباعبدالله الحسين عليه السلام است. زيارت سيدالشهداء عليه السلام همواره در طول سال در هر شب و روز ارزشمند است و اجر و پاداش شگفت انگيزي دارد. البته اين زيارت در برخي روزهاي سال نظير عاشورا و عرفه و رجب و نيمه شعبان و عيد فطر و قربان و اربعين سفارش بيشتري شده است و اجر و پاداش خاصي دارد.
ادامه مطلب